تو اوج مشکلات،
ناراحتی،
سختی،
معلق بودن بین آسمون و زمین،
تنهایی،
......،
ی چیزی هست که
ناخودآگاه میاد تو فکر
بی دلیل لبخند میاد رو لبام
نمیدونم
بی دلیل ی چیز دوست داشتن
اسمشو میشه گذاشت عشق
یا
بی دلیل همیشه تو فکرت هست
میشه اسمش گذاشت عشق
نمیدونم..
دوست ندارم دنبال دلیلش باشم
آدما دلیل دوست داشتنو بدونن خراب میکنن
یعنی نتوستم دلیلی پیدا کنم نه برای خراب کردنش
ولی بین این طوفان بی رحم زندگی باهاش خوشحالم
با این واقعیت کنار اومدم شاید نداشته باشمش
ولی میتونم فکر و حس و خیالشو داشته باشم برای خودم
هنوز اینقدر توان رو دارم
من به حس رازآلودم متعهدم
بدون اینکه کسی بفهمه
رازها همیشه موندگار هستن
راز من هم جزوشون هست
زمان جسم رو میپوسونه
اما حس جوون رازآلود من رو نمیتونه بپوسونه
هر چی بیشتر میگذره این حس گیرایش فقط
بیشتر،بیشتر تر ،بیشتر تر تر... میشه
راز تو قلب من زمان رو به زانو در میاره...
دوستش دارم
دوستت دارم راز حیاتی منu2066:)
u2069
برچسب:
نویسنده: کاوه رستمی