تصویری که در ذهن من ساختی مهم است
روزی دست جلوی چشمانم گذاشتم
تصویرت در ذهنم سیاه بود و بی اهمیت
دلم نمیشناخت کیست این سیاه رو
پس پاکش کردم تا سیاهی وجودم را نگرفت
ماندنت به گول زدن چشمانم با ظاهر زیبایت نیست
باید نقاش خوبی باشی در دل و ذهنم،تا ماندنی شوی
هر چند دیگر نقاش وجود پیدا نمی شود بیشتر نقاش ظاهراند
نقاشی ظاهری روزی در اتاق مرگ میپوسد و از بین می رود
گویی دگر نقاش برایم پیدا نمی شود
در سیاهی دنیا پنهانم و آرام
گاهی روشنایی زودگذر هستند اما گمراه نمی شوم
در وجودم چیزی را دارم که چه بی چشم و بی راه در سیاهی باشم
در می یابد مرا تا به بیراهه نروم آن جز خدا نیست
میمانم تا روزی که مرا همچون نقاشی رو تابلو دنیا پاک کند
چشمانم بسته است اما با چشمان ذهنم به تماشا نشسته ام
برچسب:
نویسنده: کاوه رستمی